از جمعه تا جمعه(part 2 )

یکشنبه : آموزش نظری

امسال هم در کنفرانس بین المللی چیز شرکت کردم... توی برنامهء سالن اصلی دیگه هیچ اثری از سخنرانان اروپایی نبود...بعد از یکی دو ساعت تحمل سخن پراکنی عالمانه دولتمردان و قانونمندان داخلی یه سر به سالن مقالات زدم ...اونجا هم همه خودی بودند...یه صدا از سالن ٢ که به سختی می تونستم تشخیص بدم که داره انگلیسی رو به لهجه هندی حرف میزنه یا هندی رو به لهجه انگلیسی...! منو به خودش جلب کرد...٢ ساعتی توی کارگاه آموزشی اش نشستم و به این فکر کردم که مشکل ما اینکه همه چیز رو تئوری یاد میگیریم...البته اگه یاد بگیریم!

دوشنبه : آموزش عملی

استاد:این قدر سفت نگیرش...

(من دارم کارم رو انجام میدم)

استاد:خیلی منقبضه...خیلی...

(من دارم کارم رو انجام میدم)

استاد:راحت باش...فوق اش اشتباه میشه دیگه!

(من دارم کارم رو انجام میدم)

استاد:هنوز سفت گرفتیش...بذار آزاد باشه

(من دارم کارم رو انجام میدم)

استاد:صبر کن...آروم...یک...دو...سه...!

 

 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نعیمه

چه تحملی داری تو من بودم همون چیز سفت و منقبض رو محکم می کوبیدم تو سر استاد.

زری

[خنده][خنده] من دارم کارم رو انجام میدم.

محمد(سلام بر زندگی)

شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو احساس شیرین دلی تبدار باشد مال تو از من بریدی بی سبب من هم گذشتم از دلم پاینده باشی سهم این ایثار باشد مال تو باشد برو بی اعتنا تنها رهایم کن ولی قلبی که مانده پشت این دیوار باشد مال تو چیزی ندارم من دگر جز یک رمق جان در بدن حتی همین این یک رمق صد بار باشد ما تو جز شعر چیز دیگری در چنته ام پیدا نشد ... قابل ندارد این غزل بردار باشد مال تو........ [گل]

حجی

آموزش عملیش را بیشتر کنید لطفاً

یواش

به سراغ من اگر می آیید ...