مطلب جدیدی که جدید نیست

همیشه فکر میکردم مسخره ست  که آدم بیاد یه همیچین جایی و بنویسه که دلش گرفته یا غم عمیقی توی دلشه و اراجیفی از این دست ...

ولی با همه اینها من اومدم که بنویسم :

 دلم گرفته و خیلی وقته که فکر میکنم برای موندن و زندگی کردن بین این آدم ها ... به حد کافی نقطه اشتراک ندارم!

پی نوشت :‌ یه حس همیشه و از کودکی با من بوده از اول:

این تافته را جدا بافته اند...! 

/ 6 نظر / 24 بازدید
rostami

سلام بافتن بی تار و بی پود ؟ این تافته را جدا بافته اند... تناقضی دراین گفته هست؟نمی دانم می شود بهش فکر کرد ....و: حیرت شروع تفکری جدید است درباره ی مطلبی که جدید نیست

محمد

برایم خیلی از کارها و زندگی مردم کوچه و بازار مسخره بوده و حالا می بینم خودم هم به این مسخره گی تن داده ام....

عمران قاضی زاده

اُه اُه! موضوع حاده ها! خودشیفتگی و اینا رو می‌گم! به فکر نباشی به جایی می‌رسه که نمی‌شه درمانش کرد ها!

rostami

سلام جدا از هم نمیشه تار وپود همه چیزی به هم بافته شده هیچ تافته ای را جدا نبافته اند باید دنبال پود بگردی که با تارتو جور بشه موفق باشی

محمد

مسخره نیست، انسان نیاز به هوا دارد و افکارش نیاز به مخاطب.