این من...من نیست!

دنیا عوض میشه ... دنیا دنیا رو عوض میکنه...

اوووم...خب...دوباره نوشتم ... البته هیچ تصوری از لحظه بعدی ندارم...نمیدونم چی میخواد بشه

فقط این رو میدونم که حالا سی سالمه و با اون آدمی که اینجا بودم خیلی فرق کردم ... اونقدر که حتی خودم هم برای خودم آشنا نیستم...

من یه جایی از زمان محو شدم ... نیست ...

میگن توی این دنیا چیزی از بین نمیره فقط ممکنه به چیز دیگه ای تبدیل بشه ... و من هنوز نمیدونم به چی تبدیل شدم...

پی نوشت: اومدم که شاید زبانم باز شود... میخوام سعی کنم حرف بزنم...مدت هاست و شاید سالهاست که حرف نزدم حتی با خودم...زبانم بریده و فکرم بدتر

/ 9 نظر / 18 بازدید
عمران قاضی زاده

می‌فرماد که: سالم از سی رفت و غلتک‌سان دوم از سراشیبی کنون سوی عدم ...

جویان

شاید از کمترخودت به بیشترخودت تبدیل شده ای!

شیخ

زبانت تخم کفتر می خواهد و افکارت تبادل! بیشتر بنویس

محمد

خوشحالم برگشتید، امیدوارم بتونید بیشتر بنویسید.

rostami nia

سلام سالی سرشار از تحویل تحولات در نهایت سلامتی باشد برایتان .زبان تازه مبارک

اسحق فتحی

سلام رویا خانم امیدوارم سال خوبی داشته باشید ...برای نوشتن هیچوقت دیر نیست ... اینکه دوباره میخواهید مینویسید اتفاق خوبیست کمتر فایده اش اینست که دوستان از حال و هوای شما با خبرند ....تندرست و سرفراز باشید...

هدیه

چشم ما روشن...بالاخره نوشتی! یواش یواش داری همونی می شی که اون روز باهاش تو کوچه پس کوچه ها راه رفتم و از هر دری گپ زدم .... حرف بزن...

سحر

سلام دنیای عزیزم... من هر از گاهی می یومدم اینجا...می دیدم نیستی... و دلم می گرفت... خیلی خوبه که دوباره اومدی...خیلی خوشحالم[گل]

پرتابه

سلام رویا جان وقتت بخیر... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم http://Partabeh.Com