ناهنجاریِ هورمونیک
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: پریشان نوشت

فکر کن فردا امتحان داری...اما داری به چی فکر میکنی؟

مثلا به اینکه زنگ بزنی به پسری که چند سال پیش می خواست ازت سوء استفاده کنه و دلت بخواد مثلا حالش رو بپرسی...!!!

یااینکه

آقای فلانی که زن و بچه داره اگه اینبار هم دوباره شروع کرد به طرح مباحث احساسی به جای کار و حرفش کشیده شده به مهمون کردنت به یک ناهارِ کاملا کاری! به جای اینکه خودت رو بزنی به کوچه علی چپ، دعوت غیر مستقیمش رو قبول کنی!!!

یااینکه

به دوستت که دوست شوهرش مدام بهش پیشنهادات ناجور میده بگی: خوب! مگه چه اشکالی داره!!!

یااینکه

از این به بعد که یه آقای مسن (همون پیرمرد) پولدار رو با یه دختر جوون خوشگل و هم سن و سال خودت دیدی به جای اینکه حالت بد شه...احساس حسادت داشته باشی!!!

یااینکه...

ای بابا! زندگی دو روزه و قراره لذت ببری ...خاک بر سر تو که اینقدر بی عرضه ای!!!

پی نوشت:

١-به عنوان پُست دقت نمایید!

٢-فکر کن! من اوج خلاف هام فقط میتونه اینها باشه!واقعا برای خودم متاسفم!!!

٣- فاصله فکر تا عمل چقدره؟!