تافته ای جدا بافته...
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: پریشان نوشت

چیزی در من هست که میل عظیمی به تخریبم دارد

چیزی در من هست...

باید افسارش زد

باید افسارش بست

باید او را کشت...!

پی نوشت:

گاهی فکر میکنم از پس اش بر نمی آیم ...

دوست دارم خودم باشم اما این خود برایم تنها یادآور همان جوجه اردک زشت است ... چه اهمیت دارد اگر یا شاید روزی قویی زیبا شود... وقتی امروز نیست...؟!

وقتی امروز تفاوت مشمئز کننده اش آزارم میدهد؟!